آدرس: شهركرد، شهرك منظریه، بلوار امام علی -جلوتر از بیمارستان پارسیان -روبروی قرارگاه پلیس راه---زمان جلسات تازه واردین(آقایان): روزهای فرد رأس ساعت15:30
"دلنوشته لژیون یکم"
دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت 09:08 | نوشته ‌شده به دست همسفر آرزو | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

دلنوشته : به قلم همسفر شیرین/لژیون یکم

http://up.c60.ir/repository/15138/Motefareghe/kazem/kongeh/rahaii.jpg
 
فرشته هایی به نام راهنما
رهایی ره نشانم ده. خواهان توام تا بیابم تو را. خواستار آنم که بیایی و مرا به خود بازگردانی. به خودی که با دست خود به دست سیاهی ها سپردم.
قدیم‌ترها خسته که می‌شدم از روزگارم، آن زمان‌ها که زیر بار سنگین کوهی که بر دوش خود به دست خود گذاشته بودم، کمر می‌بریدم، به گوشه‌ای از خانه پناه می‌بردم و در خیال خودم چهره‌ای می‌ساختم از فرشته‌ای که روزی می‌آید و راه رهایی رانشانم می‌دهد. می‌آید تا مرا با من آشتی دهد تا دعای مادرم را که همیشه می‌گفت الهی از کرده‌هایت پشیمان نشوی و راضی از خودت باشی را به تحقق رساند. کسی که راه رانشانم می‌دهد، آدرس رها شدن را برای خروج از این دنیای پر از پلیدی به من می‌گوید.
او که آن روزها در ذهن خود مجسم می‌کردم فرشته‌ای بود با دو بال زرین که خداوند به‌قصد کمک به من تسلیم درد شده می‌فرستاد. تصور می‌کردم این فرشته جواب دعاهای روز و مناجات شب گاه من است، کسی است که از سوی خدا می‌آید تا مرا سوی خدا ببرد تا به من بفهماند دنیایی که برای خود ساختم با آنچه ساخته دست پروردگار است چقدر متفاوت است تا پایان دهد به افکار پوچ طلب کار مآبانه من.
در خیال من آن فرشته روزی می‌آمد، از سوی خدا، با دنیایی از مهربانی، بی‌هیچ چشم‌داشتی، بی‌هیچ توقعی می‌آمد تا مرا به من بازگرداند تا دگربار بتوانم بوی خدا را استشمام کنم.
دقایق که می‌گذشتند و من از خیال بیرون می‌آمدم به افکار خود نیش خندی می‌زدم و باز به دل همان روزگار پر از درد می‌رفتم به این امید که روزی خدا می‌فرستد آن فرشته را که در انتظارش بودم.
روزها پی هم رفتند و سپیده‌ها را به غروب دوختند. سال‌ها گذر کرد و من تقریباً به این باور رسیده بودم که نه فرشته‌ای خواهد آمد و نه نگاهی از سوی خدا سمت من است.
من ناامید بریده از همه‌جا به کجا باید پناه می‌بردم. میان کوره‌راهی بودم که توان پیمودنش را به‌تنهایی نداشتم. روزگار را به‌سختی سپری می‌کردم. تا اینکه عصر یک روز بهاری خدا مرا فهماند که همیشه مراقبم بوده. روانه‌ام کرد سمت خانه‌ای که محل برآورده شدن دعایم بود.
اوایل متوجه نبودم اما باگذشت زمان فهمیدم من درون این خانه مابین فرشته‌هایی هستم که در خیال خود داشتم. فهمیدم خدا مرا در جمع آنان قرار داده. من یکی طلب می‌کردم و اکنون کنار چندین تن از آن‌ها بودم. بیشتر که شناختمشان دیدم آن‌ها همان فرشته‌هایی هستند که من و دیگرانی چون من طلب می‌کردیم، آرزو می‌کردیم تا بیایند و راه را به ما نشان دهند تا آدرس خروجی دنیای تاریک ضد ارزش‌ها را برایمان گویند تا ما را به خود پس دهند و بسازند همه آنچه خراب کردیم.
آن فرشته‌ها دو بال زرین نداشتند اما با چهره‌هایی روشن، لبانی پر از خنده و دل‌هایی خالی از کینه، بی‌هیچ چشم‌داشتی انتظار حضور من و دیگرانی از جنس مرا می‌کشیدند تا یاری‌مان کنند.
فرشته‌هایی بنام راهنما.
یکی از آن‌ها سهم من شد. نامش باران است و سراسر وجودش چونان اسمش پر از رحمت. درون صدایش آرامشی است که همیشه برای دردهایم حکم مرهم هزار جادو را داشته‌. بارانی که همیشه باریده و برایش سقف حرم و مسجد و میخانه تفاوتی نداشته.
امروز ایمان‌دارم که خدا این فرشته‌ها را سر راه هرکسی قرار نمی‌دهد. گرمای کلامشان را سهم هر آدمی نمی‌کند‌. باید جایی ویژه نزد خدا داشته باشی تا یکی از آن‌ها را سمتت روانه کند. تا بیایند دستت را بگیرند و از راه اشتباهی که رفتی برت گردانند.
پس اگر یکی از آنان نصیبتان شد قدر بدانید و بدانید که او یعنی دعای شما مستجاب شده.
برای من خدای مهربان خانم باران را فرستاد. بارانی که بارید و حجم انبوهی از سیاهی‌های روزگارم را شست و برد. پس برای حضور گرمش باید بارها سپاسگزار پروردگارم باشم و همیشه به یاد داشته باشم که او همان فرشته دعاهای من است.
برای حضور تک‌تک شما راهنمایان، خدا را شکر.
هفته راهنما مبارک.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
چهارشنبه 15 اسفند 1397 17:01
هوالعزیز
سپاس همسفر گرامی بجهت نوشتن این متن زیبا.
قلمتان پرتوان و کلامتان نافذ.
در پناه ایزد منان باشید.
همسفر زهرا، اژیون یکم سه شنبه 14 اسفند 1397 22:37
جانا سخن از زبان ما می‌گویی! ممنون خانم شیرین عزیز.
نوشته‌های‌تان همیشه بر دل می‌نشیند.
مشتاق دیدار مجددتان در لژیون هستیم.
سه شنبه 14 اسفند 1397 13:09
سپاسگذارم خانم شیرین نازنینم.بیانتان زیبا بود آموختم.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
    پخش صوتی کارگاه جهان بینی روز چهارشنبه
مراجعین مهمان - تازه واردین
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

خرید ساعت مچی

|

ساخت كد آهنگ و موسیقی

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic